دوباره سکوتم غم انگیز شده

یجور حس بارون تو این لحظه هاس

دوباره دارم وانمود میکنم

یه حس قشنگی هنوز بین ماس

تو این لحظه های بد و شب زده

به اوج سکوتم صعود میکنم

همیشه دلیل سکوتم تویی

همیشه فقط وانمود میکنم

مهم نیست پشت این بازی         یه دنیا با تو همدسته

من انقد گم شدم راهو             که میدونم چی بن بسته

دوباره واسه جشن شادی تو

یه عشق جدید کیکتُ میبُره

تهِ قلبش این حس تنها شدن

بهش میگه حتما شکست میخوره

هنوز گیج حرفای تو ، عاشقه

با چه شوقی شمعاتو فوت میکنه

یه روزی به پایان تو میرسه

از اون روز به بعد رو سکوت میکنه

مهم نیست پشت این بازی         یه دنیا با تو همدسته

من انقد گم شدم راهو             که میدونم چی بن بسته

 



موضوعات مرتبط: سکوت , شعر عاشقانه , شعر مژگان

تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢۸ | ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : mozhgan ashtari | نظرات ()